....هرچی که میخوام مینویسم....

پیشرفت علم ؟!

دختر کوچولو تمام روز به آسمون نگاه میکرد .

دوستش بهش گفته بود خدا تو آسمونهاست بخاطر همینه که وقتی میخوایم دعا کنیم دستمون رو بطرف آسمون بلند میکنیم .

شب بود .

جلوی تلویزیون نشسته بود که ...

یه مستند بود , یه تصویر از آسمون آبی با ابر های سفید .

دختر کوچولو بلند شد .

                 دوید و دوید و دوید ...

                       پرید تا خدا رو تو آسمون بغل کنه .

دو ساعت بعد دختر کوچولو از روی تخت بیمارستان رفت پیش خدا .

و تنها چیزی که باقی گذاشت یه تلویزیون شکسته بود .

( با LG , LCD خدا رو نزدیک تر حس کنید . )

 


†ɢα'§ : اغاز زیبا
٥ تیر ۱۳٩٢ ٤:۱۸ ‎ب.ظ |- پسر عاشق -| نظرات ()

شاید نشود به گشته باز گشت ویک اغاز زیبا ساخت

ولی میشود هم اکنون اغاز کرد

ویک پایان زیبا ساخت


†ɢα'§ : هیرو, اغاز زیبا
۳ آبان ۱۳٩۱ ٥:٥۳ ‎ب.ظ |- پسر عاشق -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§