....هرچی که میخوام مینویسم....

سلام به تمام دوستان

این ادرس وب جدید من بادوست پسرم

http://l0vers.persianblog.ir/

من دیگه شاید هفته ای 1باره این وب رو اپ کنم

هرکدوم از دوستان خواستن

وب جدید رو لینک کنن،بعد بهمون در وب جدید خبربدن

ماهم اونارو لینک میکنیم

ف.ا.ی.ز.ه


†ɢα'§ : آزاد, قلب
۱٢ تیر ۱۳٩٢ ۳:٤٤ ‎ب.ظ |- پسر عاشق -| نظرات ()

روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا میکرد که زیبا ترین قلب در تمام آن منطقه را دارد .

جمعیت زیادی جمع شدند.

قلب او کاملا سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود و همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیبا ترین قلبی ایت که تا کنون دیده اند .

مرد جوان با کمال افتخار با صدایی بلند به تعریف قلب خود پرداخت .

ناگهان پیر مردی جلوی جمعیت آمد و گفت : که قلب تو به زیبایی قلب من نیست .

مرد جوان و دیگران با تعجب به قلب پیر مرد نگاه کردند .

قلب او با قدرت تمام میتپید اما پر از زخم بود . قسمت هایی از قلب او برداشته شده و تکه هایی جایگزین آن شده بود . وآنها به راستی جا های خالی را به خوبی پر نکرده بودند . برای همین گوشه هایی دندانه دندانه در آن دیده میشد . در بعضی نقاط شیار های عمیقی وجود داشته که هیچ تکه ای آن را پر نکرده بود .

مردم که به قلب پیر مرد خیره شده بودند با خود میگفتند که : چطور او. ادعا میکند که زیبا ترین قلب را دارد ؟؟

مرد جوان ه پیر مرد اشاره کرد و گفت : تو حتما شوخی میکنی ! قلب خود را با قلب من مقایسه کن ! قلب تو فقط مشتی زخم و بریدگی و خراش است !

پیر مرد گفت : درست است قلب تو سالم به نظر میرسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمیکنم . هر زخمی نشانگر انسانی است که من عشقم را به او دادم . من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام گاهی او هم بخشی ازقلب خود را به من داده است که بجای آن تکه ی بخشیده شده قرار داده ام اما چون این دو عین هم نبوده اند گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم وجود دارد . که برایم عزیزند . چرا که یاد آور عشق میان دو انسان هستند .

بعضی وقت ها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام اما آنها چیزی از قلبشان را به من نداده اند . این ها همین شیار های عمیق هستند .

گرچه درد آور هستند اما یاد آور عشقی هستند که داشته ام .

امیدوارم که آنها هم روزی بازگردند و این شیار های عمیق را با قطعه ای که من در انتظارش بودم پر کنند .

پس حالا میبینی که زیبایی واقعی چیست ؟؟

مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد . در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر میشد به سمت پیر مرد رفت از قلب جوان وسالم خود قطعه ای بیرون آورد . و با دست ها لرزان به پیر مرد تقدیم کرد . پیر مرد آن را گرفت و در گوشه ای از قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت .

مرد جوان به قلبش نگاه کرد . دیگر سالم نبود . اما از همیشه زیبا تر بود زیرا که عشق از قلب پیر مرد به قلب او نفوذ کرده بود .


†ɢα'§ : قلب, زیبا ترین قلب دنیا
۱٧ امرداد ۱۳٩۱ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ |- پسر عاشق -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§